۱۳:۲۵ ۱۳۹۴/۹/۱۴
چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم
یار تنهاماندگان را دمبهدم میخواندیم
جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستند
ما خیال یار خود را پیش خود بنشاندیم
ساعتی از جوی مهرش آب بر دل میزدیم
ساعتی زیر درختش میوه میافشاندیم
ساعتی میکرد بر ما شکر و گوهر نثار
ساعتی از شکر او ما مگس میراندیم
چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیم
چون خیال او برون شد ما در این درماندیم
"مولانا"