خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۳:۳۶   ۱۳۹۴/۹/۱۴
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    نیست او را سر مویی سر سودایی ما

    کار شد سخت ، مگر بخت کند یاری ما



    تا به آهوی ختن نسبت چشمت دادند

    شهره گردید بهر شهر خطاکاری ما



    گر بدادیم بهای دهنت نقد روان

    سود بردیم که شد هیچ خریداری ما



    همه شب تا به سحر از غم رویت شادیم

    به امیدی که بیایی تو به غمخواری ما



    چند آزار دل ما دهی ای راحت جان

    راحت جان مگرت هست دل آزاری ما ؟



    تو که چون سرو ز آسیب خزان آزادی

    چه غمی باشدت از حال گرفتاری ما؟



    چشم فتان تو را دوش بدیدم در خواب

    ای بسا فتنه که برخواست ز بیداری ما


    عباس صبوحی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان