خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۴:۱۹   ۱۳۹۴/۹/۲۲
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    بغض غریبی در میان بیت‌ها جاری است، می‌فهمی؟

    وقتی اسیر غصه ای، لبخند اجباری است، می‌فهمی؟



    آبی‌ترین بودم میان وسعت چشمت، ولی حالا

    پرپر زدن در این قفس از روی ناچاری است می‌فهمی؟



    وقتی که در رویای من قاب تو خالی شد ندانستم

    تصویرهای زندگی، کابوس بیداری است! می‌فهمی؟



    من با تو هستم تا همیشه، تو بدون من... نه ممکن نیست

    این عشق بی فرجام هم نوعی ‌خودآزاری است، می‌فهمی؟



    تا سد شدی، بر اشتیاق روزهای رفته از دستم

    دریای پشت پلک‌ها، دیوان اشعاری است، می‌فهمی؟



    شوری به پا کن در میان دفترم موجی خروشان باش

    وقتی نباشی هر غزل هر واژه تکراری است،‌ می‌فهمی؟



    من روزه‌ی دلتنگی ام را با تبسم‌های تو وا می‌کنم

    پس " رَبَنّایَت " را بخوان، هنگام افطاری است، می‌فهمی؟
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان