۱۴:۳۰ ۱۳۹۴/۹/۲۲
ندامت از پی یک اشتباه می فهمد
هرآنکه کرده دلش را تباه می فهمد
...
هوا و حالِ دلم را غریبِ تنهایی
که گفته حرف دلش را به چاه می فهمد
غمی که در دل ما پرورانده آن دلبر
کسی که دیده دو چشم سیاه می فهمد
و حالِ بین دو ابرو و طرّه ای رقصان
غریبِ گمشده در یک "سه راه" می فهمد
زبان اگرچه نگوید حدیثِ رنج فراق
چه نکته ها که نگار از نگاه می فهمد
چنان طبیب زبردست و ماهری دارم
که دردهای دلم را ز آه می فهمد
هراسِ در دل یک پادشاه را حتی
اگرچه هم که نگوید، سپاه می فهمد
حلاوت ابدیِّ وصال را تنها ....
کسی که میگذرد از گناه می فهمد