خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۱۵   ۱۳۹۴/۹/۲۵
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    خودت را جای من بگذار ؛ دلت بدجور می گیرد
    تمام خاطراتم را کسی بازور می گیرد

    همه گفتند عاشق شد ؛ همه گفتند خوشبخت است
    ومن هرگز نفهمیدم ؛ که چشم شور می گیرد

    تمام عمر عشقم را شبیه آتشی دیدم
    که خشک و تر نمی فهمد به چندین جور می گیرد

    تمام دلخوشی من همان تور سفیدی بود ...
    همان پیراهنی که بویی از کافور می گیرد

    کلاف سرنوشتِ من به دستان تو وا می شد
    ولی بی تو دلم از نقطه های کور می گیرد

    تو رفتی و دل این ماهی تنها برایت مرد ...
    ودستِ وحشی او را کسی با تور می گیرد

    مرا در کاخ های بی طلوع خود رها کردی
    ببین خوشبختی از چشم قشنگت نور گیرد.

    #بهار_حق_شناس
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان