خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۵:۴۰   ۱۳۹۴/۱۰/۵
    avatar
    دو ستاره ⋆⋆|2352 |2147 پست
    دلش گرفته شب خرداد,پتوی ِ گریه بغل کرده
    چهار بسته فراموشی,درون لیوان حل کرده
    دلش گرفته از این خونی,که توی خاطره اش جاریست
    ازین شب ِ شب ِ طولانی, که غیر قابل بیداریست
    از اسم گیج ِ حقیقت که,لباس تعزیه پوشیده
    دو دست ِ سبز ِ جوانی که, درون ِ باغچه پوسیده
    از اینکه پشت ِ سرش درد است,ازینکه عاقبتش شوم است
    از اینکه باز در این شب به, ادامه دادن محکوم است
    دلش گرفته ازین شعر و,ازین ادامه ی فصلی سرد
    وباز توی ِ سکوت ِ صبح,کسی به تیررر بسته شده با درد
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان