خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۲۰:۰۲   ۱۳۹۴/۱۰/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    زمستان بود و بی تابی، دلم جایی فدایی شد
    نفس در سینه خشکش زد، دلم با تو هوایی شد

    نگاهت نور خورشیدی، که چشمان مرا می زد
    نشستم بر سر راهت، هوس با تو خدایی شد

    به تیر تیز مژگانت، دلم صدبار می لرزید
    به دستانت که لب دادم، شروعی سینمایی شد

    درون خانه ای خلوت، به کام شربتی گیرا
    نشستم رو به چشمانت، نگاهت ماورایی شد ..

    ز رقص بیت هایی شاد، به بزم شعر و بی خوابی
    سرودم در دلم وزنی که عشقش ناخدایی شد

    خیابان ها خبر دارند، چه بی اندازه خالی شد
    تمام لحظه های خوش به قلبم مومیایی شد

    شهریار
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان