خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۱۱   ۱۳۹۴/۱۰/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    از کودکی به بندم کشیدی

    مادربزرگ ؛ قصه ات را گفت و رفت....
    و ندید
    که من ؛ در قصه ات ؛ جا ماندم.....
    هزار برگ پاییزی
    قصه نوشتم
    پا روی برگهایم نگذاشتی
    اینک؛ روزهای من
    تیزروتر از اسب تو
    برو
    پهلوان برو!
    من زودتر از تو
    به انتهای قصه ات میرسم
    آن جا ، منتظرت خواهم بود...
    آن جا ، دوباره هم را خواهیم دید....

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان