خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    درگوشه ای آرام نشسته بودکاری به کسی نداشت سرش به کارخودش بود تا این که...
    توآمدی...
    دلم را میگویم...
    دیگرآن دل سربه راه سابق نبودجلوی غرورقدعلم کرد
    برای عقل خط ونشان کشیدومردانه خواهان توشدتا این که...
    تورفتی...
    دیگرآن دل،دل نبودخوردشده بود
    غرورپوزخندی زجرآوربه اومیزد
    عقل مدام به سرکوفت میزد...
    واین گونه شدکه دلم بدترین خودکشی ممکن راکرد...
    قید
    احساسات
    را
    زد..


    💔 💔
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان