۱۲:۴۵ ۱۳۹۴/۱۰/۱۳
من که شاعر نیستم تو را عاشق کنم...
بلد نیستم با شعر و دلبری داغت کنم...
از فکر اونی که دوستش داری فارغ کنم...
مینویسم و غم عجیبی در دل دارم...
من کم نمیارم میدونم این بارم...
پایان کارم خواهد رسید به زودی...
میشوم مانند ماهی در یک رودی...
تمام خواهم کرد این غصه قلب را...
قطع خواهم کرد این عاشقی این تب را