۰۰:۱۳ ۱۳۹۴/۱۰/۱۴
غم آمده در عمق دلت خانه بسازد
از گریه و لبخند تو افسانه بسازد
عشق تو توانسته که از مردم دل سنگ
ایران ِ پر از عاشق و دیوانه بسازد
پر می شود از منظره ی شعر و پرنده
در موی تو گنجشک اگر لانه بسازد
از تو دلم آموخته با دوست مدارا..
آموخته با کینه ی بیگانه بسازد
کم حرفی و آرام یکی مثل تو انگار
سخت است که با آدم پرچانه بسازد!
چشم تو توانسته که با سرعت یک پلک
بین من و تو جوّ صمیمانه بسازد
لبخند بزن گور خودش را بکَند زود
غم آمده در عمق دلت خانه بسازد
مجتبی_رافعی