۲۲:۰۶ ۱۳۹۴/۱۰/۱۵
ای که لطف سخنت خرمی جان من است
لاعلاجم غزل ناب تو درمان من است
جای پای تو در این کوچه ی برفی گم شد
پس از این قصه ی بارانی چشمان من است
چه غم از سختی این راه و بلندای مسیر
که دعاهای عزیز تو نگهبان من است
عشق، این عاصی بالفطره که فریاد از او
چند وقتی است عجب گوش به فرمان من است
ابر و باد و مه و خورشید فلک ، عاشق او
سخت بیهوده به کارند که او، آن من است....