۰۱:۱۵ ۱۳۹۴/۱۰/۱۶
شوخ طبعی های طبعم بی وفائی می کند
صیقل روح و روانم بی صفائی می کند
ان چه درمان بود بهر درد بی درمان من
درد شد با دردم امشب همصدائی می کند
گر هنر قلب است شاعر شاهرگ در جامعه
شاعر ازاده با شعرش خدائی می کند
شعر گویان را بکش یا دفترش را پاره کن
مرده پندار انکه با دفتر جدائی می کند
"مهدی نجفلو"