خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۸:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۱
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    غزل باران چشمانت، به نهر شعر من جان داد
    چه اعجازست درآن چشمان که ابیاتم به سامان داد

    چه را دارم بجز چشمت ، که تیر غمزه اندازد
    از آن خط کمان ابروت، که انعامم فراوان داد

    بسان غنچه می نازم، که در چشمت نظر دارم
    گل از اشعار من بشکفت، زِ گلزاری که جانان داد

    از آن اعماق چشمانت، چو بگرفتم بسی الهام
    به اشعارم زدم ایهام، که ابیاتش چه آسان داد

    به احوالم چو غمگینم، به یک مصرع تو شادم کن
    همان مصرع که چشمانت، به اشعارم بسی جان داد

    مرا آن شرم چشمانت، به " گمنامی" کشاند آخر
    ولیکن تیر مژگانت، همی شهرت به تاوان داد!
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان