۰۰:۴۱ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
قبل از تو جنون کار دلم بود که رسوا شده بودم
هر چند که با بودن تو عاشق لیلا شده بودم
آنقدر به اوج شرفم برده دو چشم عسلینت
از شوق نگاه تو چنین تارک دنیا شده بودم
با اینکه به دور از نظر خلق به چاه غم اسیرم
با یاد تو من عازم زندان زلیخا شده بودم
در خیل اسیران سر زلف تو گم گشتم اگر من
با طلعت مهپاره ی رخسار تو پیدا شده بودم
آن لحظه نهادی چو قدم بر دل پر خون شده ی من
در زیر قدم های پر از مهر تو زیبا شده بودم
در مهر و وفا صادقی از عشق تو آموخته ام من
از روی صداقت که چنین عاشق و شیدا شده بودم
کمال حسینیان _ حزین