۱۱:۲۵ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
از عشق تو گفتن، شده کارم چو عبادت
می میرَم از این عشق تو جانم به فدایت
چون یاد تو باشد مِی و مَستی چه نیاز است؟
حالم تو ببین، ای دل و جانم به فدایت
از گلشن تو مَستَم و از غم خبری نیست
بی باده خوشم، روح و روانم به فدایت
من بنده ی عشقم،، تو شدی شاه ولایت
قربان قدت این دل و جانم به فدایت
غیر از تو کسی با دل من نیست، ولیکن
قلبت شده سلطان دلم ای به فدایت
🌷