۱۱:۳۱ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
💫💓💫💓💫💓💫💓💫💓💫💓
کنارت بودم و افسوس توگریان و دلتنگی
توماه پشت ابری و پر از باران و دلتنگی
دو فنجان چای آوردی ولی قندان تو خالیست
عسل بانو خودت قندی! چرالرزان و دلتنگی
مراعات النّظیری تو لطیف و بی نظیری تو
ببخشم چون نفهمیدم توگل ٬ خندان و دلتنگی
ببین سوگند بقراطم طبیب دردهای تو
چرادرشک وتردیدی چرا بی جان و دلتنگی
بدان باهررگم گویم تورا تنها تو را خواهم
به پایان می رسد روزی شب هجران ودلتنگی
توبستی بال پروازم که مرغ جَلد تو باشم
ندارم شکوه ای از تو ولی حیران و دلتنگی
کنارت مثل یک طوطی دمادم درسخن بودم
تودرتشویش یک قصه چو بازرگان ودلتنگی
زبانم مو درآورده!! فقط این بار می گویم
یکی ازبین ما داری من و افغان و دلتنگی
قفس دادی به من ٬خندان قبولش کرده ام آسان
منم آن «عندلیب» اماچرا دربان و دلتنگی
✒️
💫💓💫💓💫💓💫💓💫💓💫💓
💞