۱۷:۴۲ ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
اصلاً چرا دروغ ، همین پیشِ پایِ تو
گفتم که یک غزل بنویسم برایِ تو /
احساس می کنم که کمی پیرتر شدم
احساس می کنم که شدم مبتلایِ تو/
برگرد و هر چه دلت خواست بد بگو
دل می دهم دوباره به طعم صدای تو /
از قول من بگو به دلت نرم تر شود
بی فایده است این همه دوری فدایِ تو /
دریای من به ابر سپردم بیاورد
یک آسمان بهار ، نه ، باران برایِ تو /
نا قابل است بیشتر از این نداشتم
رخصت بده که نفس کشم در هوایِ تو.
💕💕💕