خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلم را چون اناري کاش يک شب دانه مي کردم
    به دريا مي زدم در باد و آتش خانه مي کردم
    چه مي شد آه اي موساي من، من هم شبان بودم
    تمام روز و شب زلف خدا را شانه مي کردم
    نه از ترس خدا، از ترس اين مردم به محرابم
    اگر مي شد همه محراب را ميخانه مي کردم
    اگر مي شد به افسانه شبي رنگ حقيقت زد
    حقيقت را اگر مي شد شبي افسانه مي کردم
    چه مستي ها که هر شب در سر شوريده مي افتاد
    چه بازي ها که هر شب با دل ديوانه مي کردم
    يقين دارم سرانجام من از اين خوبتر مي شد
    اگر از مرگ هم چون زندگي پروا نمي کردم
    سرم را مثل سيبي سرخ صبحي چيده بودم کاش
    دلم را چون اناري کاش يک شب دانه مي کردم
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان