خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۰۸   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    نخفته ایم که شب بگذرد ، سحر بزند
    که آفتاب چو ققنوس ، بال و پر بزند

    نخفته ایم که تا صبح شاعرانه ی ما
    ز ره رسیده و همراه عشق ، در بزند

    نسیم ، بوی تو را می برد به همره خود
    که با غرور ، به گل های باغ سر بزند

    شب از تب تو و من سوخت ، وصلمان آبی
    مگر بر آتشِ تن های شعله ور بزند

    تمام روز که دور از توام چه خواهم کرد
    هوای بستر و بالینم ار ، به سر بزند ؟

    چو در کنار منی کفر نعمت است ای دوست
    دو دیده ام مژه بر هم ، دمی اگر بزند!

    بپوش پنجره را ، ای برهنه ! می ترسم
    که چشم شور ستاره ، تو را ، نظر بزند!

    غزل برای لبت عاشقانه تر گفتم
    که بوسه بر دهنم عاشقانه تر بزند
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان