۱۱:۱۰ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
تشنه
حیرت زده ام،تشنه ی یک جرعه جوابم ای مردم دنیا ، برسانید به آبم
آیا پس ازدشت رهی هست ؟ دهی هست ؟ یا این که به بیراهه دویده ست شتابم ؟
من کوزه به دوش آمده ام ،چشمه به چشمه شاید که تو را ،ای عطش گنگ ،بیابم
آهی ونگاهی و .دریغا که خطا بود یک عمرکه با اینه ها بود ، خطابم
هرصبح حریصانه من و حسرت خفتن هرشب من و اندوه ، که حیف است بخوابم
چون صاعقه هر بار که عشق آمد وگل کرد یک شعله نوشتند ، ملایک به حسابم
می نوشم از این تلخ ،اگر آتش اگر اب حیرت زده ام ، تشنه یک جرعه جوابم