۱۱:۱۲ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
. بيشه داران ، با تبر داران ، تباني کرده اند
قامت بالا بلندان را ، کماني کرده اند
ريشه خواران فسون ، بر تکدرخت پيرباغ
زاغ را ، مامور برج ديده باني کرده اند
صحبت از بزم بهار و جام هاي لاله نيست
داس ها ، گلگشت ها را ، ارغواني کرده اند
ساحت پاک پگاه کفتران ، خاکستري است
بس که صيادان در آن ، کرکس پراني کرده اند
آبياران ، با شب و مرداب ، پيمان بسته اند
اين دو رنگان ، آبها را هم ، رواني کرده اند
آرزوي مردن خورشيد و تکرار شب است
آنچه خفاشان ، به شوقش ، پر فشاني کرده اند
عاشقا ! برگرد ! راه عشق را پيچانده اند
رهزنان ، معشوق را هم ، بي نشاني کرده اند ..