۱۱:۳۰ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
درد یعنی دلبرت اول سلامتـــــ میکند
بعد میگوید خداحافــــظ تمامت میکند
مثل یک قصــــاب ناوارد که بسمل میکند
دلبر بی عاطـــفه آخر حرامت میکند
بی وفایـــی میکند ، حرف جدایی میزند
روز و شب ها خون دل آب و طعـــامت میکند
آبرویت،رنگ مویت،چشـــم و سویت میبرد
واژه دیوانه را پسوند نامـــت میکند
دلبر ظالم چه میــداند که با اطوار و ناز
خنجرش بر ریشه و اصـــل و دوامت میکند
درد یعنی مرگ کم کم ذره ذره بی امان
دلبرت با یــک خداحافظ به کامت میکند.