۱۳:۰۹ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
به نام آنکه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگزغروب نخواهد کرد ,
: قلمــــت را بردارم
مینویسم از همـــه خوبیها
زندگــــی، عشــــــق، امیــد
و هر آن چیز که بر روی زمین زیبا هست
گل مریــــم، گــــل رز
مینویسم از دل یک عاشق بی تاب وصال
از تمنــــــا مینویــــسم
از دل کوچک یک غنچه که وقت است دگر باز شود
از غروبـــــی مینویسم
که چو یاقوت و شقـــــایق سرخ است
مینــــویسم از لبـــــخند
از نگاهـــــــی مینویـــــسم
کـــــه پــــــر از عشــــــــق ویاد خدا میباشد
به هر جای جهـــــــان می نگرم
قلمــــــم را برمیدارم
روی کاغــــــذ مینویسم
زندگی با همـــه تلخی ها
باز هــــم شیـــــرین اســـت...
که چنان امید باید داشت
که آنگونه که آفرینش برمیخیزد تونیز باید برخیزی که زندگی جاریست همانند رودی زیبا که از قلب کوهی دگربازخروش خواهد کرد,,
روزتان همیشه خروشان وبایادخدا پاینده باد