۱۶:۰۵ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
گرم آغوش توام،سخت بگیرم در خود
آن قدر مرد بمان،بلکه نميرم در خود
من که آزاده ترین بوده ام از دید همه
عشق داند به چه اندازه اسیرم در خود
عشق یعنی که جوانی تو با آن برود
پس یقین عاشقم این گونه که پیرم در خود
دشت دامان من و رود اگر موی من است
اشک دیده است چه اندازه کویرم در خود
خواستم باز بفهمم چه کسی عاشق توست
دیدم انگار فقط خورده مسیرم در خود