۲۲:۳۳ ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
من عاشق روى توام كاين گونه بر دف مى زنم
مى سوزم و بهر تسلاى جگر دف مى زنم
در بند گيسوى توام ، زنجيرى موى توام
چون بر نميآيد ز من كارى ديگر ، دف مى زنم
امشب منم مهمان تو ، دست من و دامان تو
يا قفل در وا مى كنى ، يا تا سحر دف مى زنم
من موج از خود رانده ام كز بحر بيرون مانده ام
تا ساحل آغوش تو ، بى پا و سر دف مى زنم
"حضرت مولانا"💞