خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۳۷   ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست


    از دردهای بی سر و ته ، تکه ی ریزی
    جا مانده تنها چشمهایت گوشه ی میزی

    بُغ کرده ای آرام و با من اشک می ریزی
    دل بسته ای مثل عروسک ها به هرچیزی

    گریه نکن این غصه را تکثیر خواهی کرد
    شاید به این حس نبودن هات می نازی

    از خاطرات مُرده ات هم درد می سازی
    حالا تو مشغولی و جمعی از تو ناراضی

    تنها تو ماندی بازهم در آخر بازی
    این مرد را با گریه هایت پیر خواهی کرد

    این غصه ها که مثل کابوسی به شب رفته
    از دردهایت هم گذشته ، سمت تب رفته

    ترسیده و از خواب هایت هم عقب رفته
    گرمای یک بوسه که باز از روی لب رفته

    حالا چطور این خواب را تعبیر خواهی کرد؟

    با عشق ، من را از سفر بیزار می کردی
    هِی رفتنت را زیر لب تکرار می کردی

    هر پنجره را آخرش دیوار می کردی
    دیدی که می میرم ولی انکار می کردی

    آخر تو هم در بغض هایم گیر خواهی کرد
    حالا چه مانده از تو جز یک هیچ افسرده

    عکسی که در آغوش تنگ قاب ها مرده
    مردی که حتی باورش را هم زنی برده

    غیر از همان چشمان زیبای ترک خورده
    چشمی که می دانست آخر دیر خواهی کرد

    #محسن_عاصی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان