۱۳:۴۷ ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
رفتم از شهر تو اما بی قراری میکنم
بوسه ای از تو نداشتم ، من خماری میکنم
رفته ام اما بدان برگشتنم با یاد توست
از فراق دوریت ناسازگاری میکنم
من که مجنونم ، مریض چشم شهلای توام
با همه بی خوابی ام من همجواری میکنم
آسمان چشمهایم تشنه بر غمهای توست
ابر چشمانم ببارد، آبیاری میکنم
آه ...نیستی نازنین همچون نوایی در دلم
با طنین این صدایت گاه زاری میکنم
رفته ام از شهر باران و به یادت ابریم
این غزل را من به باران خیالت آبیاری میکنم
بوسه ای بر من بده از دور از شهد لبت
مستم از شهد لبانت بی قراری میکنم
هر شبم تا صبح با یاد تو و چشمان ناب
من که شبها را به یادت زنده داری میکنم
چون مسافر من همیشه مضطرب از دوریت
من به امید تو مجنونم ، ببین لحظه شماری میکنم
محمد نوید فهبد
کانال عاشقانه های من
شعر و دکلمه از:
محمد نوید فهبد
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️