۱۶:۵۶ ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
آمدم یک بار دیگر قد رعنایت ببینم
پرده از رویت بگیرم چشم شهلایت ببینم
قاصدک با باد آمد بی خبر امّا ز کویت
چشم در راهم غباری هر دم از پایت ببینم
دوست دارم شمع باشم در کنارت تا بسوزم
گر تو هم پروانه باشی رقص زیبایت ببینم
حلقه بر در می زنم شاید بیایی نازنینم
وقت در وا کردنت یک لحظه سیمایت ببینم
زندگی افسانه ای شد در شبی از خاطراتم
یاد من می ماند آن شب تا که رویایت ببینم
خسته ام از آرزوهائی که فرجامی ندارد
کاش رنگی از محبت را ز دنیایت ببینم
آسمان ابری دلم تنگ است ولی امیدوارم
در کنارم زیر باران مست و تنهایت ببینم..✨✨✨f✨✨✨✨