۱۷:۳۳ ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
روز سختی تازه ميفهمی هوادار تو کيست؟
بی کس و درمانده وقتی ميشوی يار تو کيست؟
مشتری وقتی که بسيار است سرگرمی ولی
در کسادی تازه ميفهمی خريدار تو کيست؟
دست و پايت نه، در آن روزی که قلبت بشکند
تازه در آن موقع ميدانی مددکار تو کيست؟
هرکسی آيد عيادت آخر شب ميرود
تازه آن هنگام ميفهمی پرستار تو کيست؟
ميرسد روزی که اطرافت نمی ماند کسی!
آن زمان پی ميبری يار وفادار تو کيست!
پيش پايت يک نفر خود را به آتش ميکشد!
تازه ميفهمی که دهقان فداکار تو کيست؟
ميروی يک روز از اين شهر و می ميرد کسی!
تازه در آن روز ميفهمی گرفتار تو کيست؟!