خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۴۴   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    💫💫💫💫💫💫 باز باران میچکد از چشم خیسم
    با گهر های فراوان قصه ام را مینویسم
    می خورد بر بام گونه اشکهای بی درنگم
    می چکد بر روی کاغذ لحظه های رنگ رنگم
    یادم آرد روز باران چشم در چشم سیاهش
    گردش یک روز دیرین دربلندای نگاهش
    شاد و خرم نرم و نازک عاشقی دیوانه بودم
    توی جنگلهای بی احساس از نگارم میسرودم
    می دویدم هم چو آهو گرد قلب مهربانش
    می پریدم از لب جوی بلند گیسوانش
    میشنیدم از پرنده قصه های مرگ فرهاد
    از لب باد وزنده عشق های رفته بر باد
    داستانهای نهانی گشت برمن آشکارا
    رازهای زندگانی کرده بودش سنگ خارا
    پیش چشم فردا دستش از دستم جدا شد
    قصه عشق او هم در خاطراتم فنا شد✨✨✨✨✨✨
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان