۱۱:۱۱ ۱۳۹۴/۱۰/۲۸
باز ناز گلرخان دیوانه می سازد مرا
سینه چاک نرگس فتّانه می سازد مرا
با که گویم جور آن سیمین عذار تندخو
کو به هجرش هر دمی ویرانه می سازد مرا
بر خیالم نوش لعلش هر زمان در کنج غم
بی خیال ساغر و پیمانه می سازد مرا
باز خواهم بست بر افسون او افسار دل
گرچه این دیوانگی افسانه می سازد مرا
عاقبت در گوشه ای آرام جانم می دهد
آنکه از هر دیده ای بیگانه می سازد مرا
مستی من از شراب بی غش میخانه نیست
شعر "نظمی" اینچنین مستانه می سازد مرا
عاقبت اخلاق رندان و صفای می فروش
خوش نشین گوشه ی میخانه می سازد مرا
رند تبریزی