خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    تو آن شعری که من جایی نمی خوانم

    نمیدانم چرا؟ اما تو را هرجا که می بینم
    کسی انگار می خواهد ز من، تا با تو بنشینم
    تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟
    همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم
    تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
    و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم
    تو آن شعری که من جایی نمی خوانم، که میترسم
    به جانت چشم زخم آید چو می گویند تحسینم
    زبانم لال! اگر روزی نباشی، من چه خواهم کرد؟
    چه خواهد رفت آیا بر من و دنیای رنگینم؟
    نباشی تو اگر، ناباوران عشق می بینند
    که این من، این من آرام، در مردن به جز اینم


    مخمد علی بهمنی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان