خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۳۳   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    از خانه بیرون می زنم اما کجا امشب!
    شاید تو می خواهی مرا در کوچه ها امشب؟
    پشت ستون سایه ها روی درخت شب
    - می جویم اما نیستی در هیچ جا امشب
    می دانم آری نیستی اما نمی دانم
    - بیهوده می گردم بدنبالت، چرا امشب؟
    هر شب تو را بی جستجو می یافتم اما
    - نگذاشت بی خوابی بدست آرم تو را امشب
    ها... سایه ای دیدم! شبیه ات نیست اما حیف!
    ای کاش می دیدم به چشمانم خطا امشب
    هر شب صدای پای تو می آمد از هر چیز
    حتی ز برگی هم نمی آید صدا امشب
    امشب ز پشت ابرها بیرون نیامد ماه
    بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
    گشتم تمام کوچه ها را، یک نفس هم نیست
    شاید که بخشیدند دنیا را به ما امشب
    طاقت نمی آرم، تو که می دانی از دیشب
    باید چه رنجی برده باشم، بی تو، تا امشب
    ای ماجرای شعر و شبهای جنون من
    آخر چگونه سرکنم بی ماجرا امشب؟

    محمد علی بهمنی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان