۱۷:۵۹ ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
از عاطفه بر هر که گذشتیم، خطر شد!
از عشق به هر سبزه دمیدیم شرر شد
یک روز نشد عافیت از موی تو بینیم
زین درد کشاکش،همه آفاق خبر شد
پیراهنی از تار وفا دوخته بودم
چون تاب جفای تو نیاورد، کفن شد!
هر سنگ که بر سینه زدم نقش تو بگرفت
آن هم صنمی بهر پرستیدن من شد!
بر هر که دلی از غم ایام ببستیم
در فکر دیاری شد و راهی سفر شد!
از غنچه ی شب تا گل شب،فکر تو بودیم
از بس که به دل نقش تو بستیم،سحر شد!