خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۸:۰۱   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    عقل و دل روزی ز هم دلخور شدند
    هردو از احساس نفرت پر شدند....
    دل به چشمان کسی,وابسته بود
    عقل از این بچه بازی خسته بود....
    حرف حق با عقل بود اما چه سود
    پیش دل حقانیت مطرح نبود....
    دل به فکر چشم مشکی فام بود
    عقل آگاه از خیال خام بود....
    عقل با او منطقی رفتار کرد
    هرچه دل اصرار,عقل انکار کرد....
    کشمکش ها بینشان شد بیشتر
    اختلافی بیشتر از پیشتر....
    عاقبت عقل از سر عاشق پرید
    بعد از آن چشمان مشکی را ندید....
    تا به خود امد بیابانگرد بود
    خنده بر لب از غم این درد بود.....!.
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان