۰۰:۴۸ ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
ما مقیم درِ میخانه ی عشقیم هنوز
مست از بادۀ پیمانه ی عشقیم هنوز
عاشقی شیوه ی ما، باده کشی پیشه ی ماست
در جهان شهره و افسانه ی عشقیم هنوز
کس خبردار ز احوالِ دلِ ما نشود
بیخود و واله و دیوانه ی عشقیم هنوز
شمعِ عشقست فروزنده و سوزنده مدام
بال و پر سوخته، پروانۀ عشقیم هنوز
جان به کف، خنده به لب، شعله به دل، شور به سر
جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز
ما خرابات نشینان به سماوات رویم
گر چه خاکِ در میخانه ی عشقیم هنوز
صابر از مرحمتِ دوست ثناخوان شد و گفت
محرمِ مجلسِ شاهانه ی عشقیم هنوز...