۱۴:۴۸ ۱۳۹۴/۱۱/۱
با تو يک شب بنشينيم و شرابـــــــي بخوريم
آتش آلود و جگر سوخته آبـــــــــــي بخوريم
در کنار تو بيفتيم چو گيســـــــــوي تو مست
دست در گردنت آويخته تابــــــــــــي بخوريم
بوسه با وسوسه ي وصل دلارام خوش است
باده با زمزمه ي چنگ و ربابـــــــي بخوريم
سپر از سايه ي خورشيد قدح کـن زان پيش
کز کماندار فلک تـــــير شهــــــــابي بخوريم
پيش چشم تو بميــــــرم که مست است ، بيا
تا به خوش باشي مستــان مي نابي بخوريم
صله ي سايه همين جرعه ي جام لب توست
غزلي نغز بخوانيم و شرابـــــــــــي بخوريم
هوشنگ ابتهاج