خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۵:۰۹   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    روزگاری که طبیبان همه خود بیمارند!
    دردها مثل بلا بر سرمان می بارند،

    کوچه ها پر ز عبور است ولی چشمی نیست،
    خانه ها پنجره شان نیست،همه دیوارند!

    گریه می کرد گلی در تب یک روزنه گفت؛
    "چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند"

    ما که جز گریه ندیدیم خدا می داند!
    خنده ی پنجره زیباست،ولی نگذارند!

    کاش چوپان رهایی بشر جلوه کند،
    تا که معلوم شود میش رخان سگسارند!

    همه کشکول دو رنگی به کمر می بندند،
    ریسمان گونه ولی مارتر از هر مارند!

    من دهاتی تر از آنم که تو می اندیشی،
    داس هستند نه دهقان،که گلی میکارند
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان