خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۵:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کار گل زار شود گر تو به گلزار آئی

    نرخ یوسف شکند چون تو به بازار آئی

    ماه در ابر رود چون تو برآئی لب بام

    گل کم از خار شود چون تو به گلزار آئی

    شانه زد زلف جوانان چمن باد بهار

    تا تو پیرانه سر ای دل به سر کار آئی

    ای بت لشگری ای شاه من و ماه سپاه

    سپر انداخته ام هرچه به پیکار آئی

    روز روشن به خود از عشق تو کردم شب تار

    به امیدی که توام شمع شب تار آئی

    چشم دارم که تو با نرگس خواب آلوده

    در دل شب به سراغ من بیدار آئی

    مرده ها زنده کنی گر به صلیب سر زلف

    عیسی من به دم مسجد سردار آئی

    عمری از جان بپرستم شب بیماری را

    گر تو یک شب به پرستاری بیمار آئی

    ای که اندیشه ات از حال گرفتاران نیست

    باری اندیشه از آن کن که گرفتار آئی

    با چنین دلکشی ای خاطره یار قدیم

    حیفم آید که تو در خاطر اغیار آئی

    لاله از خاک جوانان بدرآمد که تو هم

    شهریارا به سر تربت شهیار آیی
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان