۲۱:۱۱ ۱۳۹۴/۱۱/۲
ار ما در بر ما نیست، غمش را چه کنم؟
گفته ای: دیده! حیا! زلف خمش را چه کنم؟
.
دل ما رفته پی اش، تاب و توانم مددی
من جمم، شاه جهان، جام جمش را چه کنم؟
.
تن ما کرده هوس صحبت سیمین بدنی
لرزه افتاده به تن، ارگ بمش را چه کنم؟
.
لب ما روی لبت یا قدحت بر کف ما؟
دین من کرده حرامش، حرمش را چه کنم؟
.
بین موهای تو گم گشته کسی، فاشش کن
کم تو را؟ کم نه!!! نخواهم، که کمش را چه کنم؟