۱۳:۴۶ ۱۳۹۴/۱۱/۳
گفتی :مگر من کیستم؟گفتم : تو؟ دنیای منی
گفتی : به جز این چیستم؟ گفتم: تو رویای منی
گفتی: به امید م نباش ، من یک شب دلخسته ام
گفتم : نمیدانی مگر امید فردای منی ؟
گفتی: دل من زخمی این روزهای شب زده است
گفتم : تو اما مرهم این قلب تنهای منی
گفتی : چه میخواهی تو از این ساحل ویران شده؟
گفتم : هنوزم در غزل آبی دریای منی
گفتی : هنوزم شاعری؟ بارانی و لبریز و سبز؟
گفتم :دچار و شاعرم ، زیرا تو زیبای منی
گفتی: چه فرقی میکند باشم کنارت یا که نه؟
گفتم : نمیدانی مگر امروز و فردای منی؟
گفتی: که مجنون می شوی از بودنت با من ، برو
گفتم:که مجنون بوده ام از وقتی لیلای من
یک کوچه لبریز غزل ، ما هر دو درگیر سوال
گفتی : مگر من کیستم؟ گفتم: تو؟دنیای منی
قزیشی