۲۱:۲۰ ۱۳۹۴/۱۱/۳
من در دل خود جز غم عشق تو ندارم
دیوانهی عشق توام و چاره ندارم
سالار غزلخوانهی عشّاق جهانم
در دام تو افتادهام و دانه ندارم
چنگی به دل ما بزن ای دفزن عاشق
بُگذار نفس تازه کند نالهی زارم
سنگین شده بار غم هجران تو بر دل
این زخمه تحمّل نکند رشتهی تارم
بیچاره دلم خون شد و دلدار نیامد
من بلبل پاییزم و گلخانه ندارم
سر تا قدمم در تب این فاصلهها سوخت
بر باد فنا رفته همه دود و غبارم
دود و غبارم...
#انوری