خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۰۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو را لاي کدامين دفتر عمرم بخشکانم؟
    تو را کنج کدامين پاره قلبم... نمي دانم

    من عادت کرده ام هر شب،غبار اشک هايم را
    به روي هرچه باقي مانده است از تو ببارانم

    عروس هرزه ي صهيون! عصا از گردنم بردار
    که من موسي ترين پيغمبر سردرگريبانم

    کجا قرآن نوشته يوسف از آن زن بدش آمد؟
    که من عمريست از سرپيچي چشمم پشيمانم


    خداي چکمه پوش خيره بر اعصار يخبندان!
    نترس از من،که من خود زاده داغ زمستانم

    تنم يخ بسته از سرماي آدم هاي ديواري
    و ديوار است ديوار است ديوار است - تاوانم -

    شنيدم دست باران قصد موهاي تو را کرده
    برايت چتر آوردم که باران را بسوزانم

    دلم افسردگي مزمن يک کوه را دارد
    غزل پيچم نکن بانو، که من يا تو...چه مي دانم؟
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان