۰۸:۵۴ ۱۳۹۴/۱۱/۴
مریم-شدو ستاره ⋆⋆|2352 |2147 پست
انبوه زیبایی ات مرا ترساند
بانوی من
اگر چه آن پالتوی چهارخانه ات
چهاردیواری من دنیا را انگار به دور خودت کشیده بودی
تمام مردان این شهر
هنوز تو را
با همان لباس به یاد می آورند
و البته
لبخندی مات
که در آخرین دیدار
برایم جا گذاشتی
هنوز
این چهاردیواری
به اندازه همان پالتوی چهارخانه تو
با من غریبه است
همان پالتویی
که تو درون یکی از خانه هایش
قاب شدی در چشم های من
و من
میخ شده ام به این تخت
و هر بار
با دیدن قرص های رنگی تازه ای که برایم می آورند
انبوه زیبایی تو
می ترساندم.
سیمین برودفن