۱۰:۱۶ ۱۳۹۴/۱۱/۴
گاهی گمان نمیکنی ولی خوب می شود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمی شود
گاهی بساط عیش خودش جور میشود
گاهی دگر تهیه به دستور می شود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور می شود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
گاهی گدای گدای گدایی و بخت نیست
گاهی تمام شهر گدای تو می شود
گاهی برای خنده دلم تنگ می شود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ می شود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ می شود
گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
از هرچه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
#قیصر_امین_پور