خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۸:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنقدر غرق تو بودم كه سحر خوابم برد
    ناگهان روى تو در خواب زمن تابم برد

    تو شدى باعث يك عاشقى ازطيف نگاه
    صبح خورشيد رسيد و همه اسبابم برد

    كاش خورشيد نميامد از آن كوه بلند
    دست كوتاه شد از شام كه مهتابم برد

    باز شد اين دل ديوانه روان در پى تو
    ولى افسوس كه از روى تو اوبابم برد

    همه ى ثروت من در صدف عشق تو بود
    كه شفق مثل فلك از كف من نابم برد

    من به درگاه نگاهت شدم حلقه به گوش
    حيف آمد فلك آن حلقه ى اربابم برد
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان