۲۳:۴۷ ۱۳۹۴/۱۱/۴
تقدیر بود پای کسی در خواهم تو را ولی
وصلی چنین که لایق عشقی چنان نبود!
یک روز رنج بی پر و بالی مرا شکست
یک روز بال بود ولی آسمان نبود
ترسیدم از شکست و نکوشیده باختم
سودی که صبر داشت به غیر از زیان نبود!
در آتش حسادت من هرچه بود سوخت
از کینه هیچ خاطره ای در امان نبود
وقتی خودم به آینه ام سنگ میزدم
هیچ انتظار دیگری از دیگران نبود
از خنده ی ترحم مردم که بگذریم
با من کسی به غیر غمت مهربان نبود🌹