۰۱:۴۱ ۱۳۹۴/۱۱/۵
آمدم سر بزنم شعر بخوانم بروم...!
آنقدر دلزده هستم كه نمانم بروم... به همين كوچه و اين خانه و ديوار اتاق
و به آيينه سلامى برسانم بروم...!! يك كمى خاطره جا مانده كه بردارم و بعد
تن رنجور خودم را بكشانم بروم... بغض هم واسطه شد خواست دلت را ببرد
تو خريدار نشو، زود برانم بروم... باز باران زده در گوشه ى چشمم، بايد
اشك... در دفتر شعرم بچكانم بروم.....