خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۰۱:۴۱   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد
    عشقِ خود صرف همان کن که تو را می فهمد

    دردِ دل ، شعر قشنگ ، این همه احساسِ لطیف
    به کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد

    نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمر
    پای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد

    دل به هر بار غم و درد فرو می ریزد
    به کسی پس نگران کن که تو را می فهمد

    عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم
    پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد

    اشک وصل است به خون دل و آن شاهرگت
    بهرِ آن اشک روان کن که تو را می فهمد

    گر غمت خلق بدانند شماتت بکنند
    پیشِ آن سرت عیان کن که تو را می فهمد

    بگذار هر که دلش با تو نباشد برود
    به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان